جلال‌الدين محمد بن اسعد دواني (وفات‌: 1501)، و اخلاق محسني حسين كاشفي در 1494 ـ 1495.
64) اوصاف الاشراف في السير و السلوك‌. اين رساله‌ٴ اخلاقي هم بعد از اخلاق ناصري به‌ فارسي نوشته شده و داراي تأثيرات صوفيانه است‌. محمدبن علي جرجاني در حدود 1329 ـ 1330، آن را به عربي ترجمه كرد.
23. شعر ــ نصيرالدين برخي اشعار فارسي سروده‌، كه اندكي از آنها به دست ما رسيده است‌.
برخي از رباعياتي كه به نام عمر خيام چاپ شده بدو منسوب است‌، ولي به نظر مي‌رسد تقريباً از هر شاعر فارسي‌گويي مي‌توان در آن مجموعه اثري يافت‌!
24. پسران نصيرالدين ــ از سه پسر او نام برده شده‌: صدرالدين علي‌، اصيل‌الدين حسن‌، و فخرالدين احمد. صدرالدين جانشين پدر شد، و پس از او اصيل‌الدين به جايش نشست و نسخه‌اي از زيج‌ايلخاني فراهم ساخت‌. او همراه غازان‌خان (ايلخان ايران از 1259 تا 1304)، به‌ شام رفت‌؛ و پس از بازگشت‌، به حكومت بغداد منصوب شد، در حدود 1314 ـ 1315، در ذلت‌ و خواري درگذشت‌. به روايت حسن‌بن احمد حكيم كه در زمان رياست صدرالدين از رصدخانه‌ٴ مراغه بازديد كرده است‌، شمس‌الدين موٴيد عرضي‌، شمس‌الدين شيرازي‌، كمال‌الدين ايكي‌، و حسام‌الدين شامي (آيا او همان ابوالفرج است‌؟) در آن جا كار مي‌كردند. ظاهراً بنگاه علمي مراغه‌ بعد از فرزندان نصيرالدين عمرش به آخر رسيد.1

عُـرضي‌

موٴيدالدين عُرضي دمشقي‌. اخترشناس‌، معمار، و مهندس شامي‌. زمان تولد و وفاتش معلوم‌ نيست‌، ولي از معاصران نصيرالدين طوسي بوده است‌.
او كار فني خود را در شام آغاز كرد، و در دمشق به ساختن برخي دستگاه‌هاي آبي پرداخت و براي ابراهيم منصور (شاه حمص از 1239 تا 1245)، يك آلت نجومي ساخت كه آن را با خود به حمص برد. احتمالاً در ايام تحصيل در دمشق بوده كه به ابن قُف طبيب مسيحي (1233 ـ 1286)، هندسه آموخت‌.
در 1259، يا اندكي بعد، در مراغه يكي از چهار همكار نصيرالدين طوسي در ساختن‌ رصدخانه و انجام رصد براي تدوين زيج ايلخاني بود. از دوستان نصيرالدين بود و در مقدمه‌ٴ زيج‌ نصيرالدين از او نام برده است‌. در رصدخانه يك ريخته‌گري و يك كارگاه ابزارسازي وجود داشت‌،


1 . ¿ كتاب‌نامه‌. هم‌چنين براي خواننده‌ٴ محقق حتماً ضرورت دارد كه مطالب اين يادداشت را با احوال و آثار نصيرالدين‌، تأليف مدرس رضوي‌، چاپ دوم‌، از انتشارات بنياد فرهنگ ايران‌، تهران 1354، تطبيق و مقايسه كند. ــ م‌.